محمد مهريار
420
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
مىشود كه يك نحوهء شباهت در فرهنگ و حتى زبان و لهجه ميان ساكنان هر دو محل وجود دارد . مردم هر دو ديه به همان لهجهء گزى ( با تسامح ) كه گفتهايم در شمال و شرق اصفهان شياع دارد ، سخن مىگويند . مردم آن آفتابزده ، زحمتكش و سختكوش و با حالتى اكتفا به منابع محل و اتكا به نفس زندگى مىكنند . و اين البته تا پيش از درگيرى آنها به بلاى شهرى و شهرىشدن بوده است . راديو و تلويزيون زبان آنها را و شهرىشدن اخلاق آنها را تغيير داده است و مىدهد بايد جرأت كنيم و بگوييم ضايع كرده است و مىكند ، ولى به هر صورت اين خصوصيت و قدمت كه از نام اين دو ديه برمىخيزد در احوال معيشت و احوال مردم هم پيداست . گمان دارم به صورت قانون مىتوانيم بگوييم هرجا كه قديمى باشد هم نام آن قديمى است ، هم فرهنگ و هم لهجه و زبان مردم آن قديمى است و چون اين دانسته شد بر سر نام آن مىرويم . واژهشناسى : در واژهء نخستين كلمهء رنگان از دو جزء « رنگ » و « ان » و در واژهء دومين « رنگ » و « ده » تركيب شده است . در واژهء رنگان مىدانيم كه جزء دوم همان پسوند كثرت و نسبت و اتصاف است . چنان كه در زنجان عينا به همين صورت داريم و در واژهء رنگده « ده » داريم كه گفتهايم شيوع فراوان دارد كه در نام محلها واقع شود ، مثل دهنو و دهك و غيره و غيره . اما خود كلمهء « رنگ » ، كه شكوه خاص آن با صرف تلفظ به نظر مىرسد ، همان واژهء معمولى است و هيچ مانعى ندارد كه بنيادگران اين ديهها وقتى كه ثمرهء زحمت و كشش و كوشش خود را با سرسبزى رنگارنگ علف و گل و گياه مىديدهاند آن را رنگان بخوانند و به « رنگ » متّصف كنند و يا رنگده بخوانند و اين اتصاف را در محل ثابتتر سازند . در پايان سخن مىرسيم به رنجقان . از اين واژه كه تركيب ظاهرى مصحف عربى دارد براى نخستين بار ذهن انسان متوجه كلمهء « رنج » مىشود و فكر مىكند از « رنج » به معناى درد آمده است در حالىكه با دقت بيشتر متوجه شدهايم واژهء « رنج » همان تصحيف شدهء « رنگ » است و با « قان » به صورت پسوند آشنا هستيم . در تصحيفات و تعريبات واژههاى اصيل پارسى پسوند « ان » و « گان » ( مهرگان و بسيارى ديگر ) به صورت « قان » در مىآيد و بنابراين رنجقان ، همان « رنگان » معادل « رنگ + ان » است . باقى مىماند اينكه بگوييم اين واژه به چه محل و ديهى اطلاق مىشود . تا سال 1345 كه مركز آمار ايران از اين ديهها سرشمارى كرده است مىگويد كه اين ديه فقط 13 نفر جمعيت دارد و دو خانوار بيشتر در